درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

نویسندگان

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

نغمه های خوشه مهر من2

بله من بازم مثل همیشه صبح زود و با صدای اذان ظهر بوویه مچید از خواب پا شدم و بعد از خوردن صبحونه و مختصری  ناهار با شور و ذوق زدم بیرون و پس از شرکت در جلسه غیبت و حرف دراوری که هر روز در جلوی مغازه ها با حضور ریش سفیدان و مغازه داران محترم برگزار می­شود؛  هنگام ترک جلسه آقای مهندس باقوا رو دیدم که خیلی ناراحت بود و مشغول پل سازی روی یکی از آخ های بزرگ خوشه مهر بود و چون دلم گرفته بود خواستم باهاش یه کم درد دل کنم و همین که خواستم باهاش صحبت کنم بهم گفت: باقوا(من تو استخدامی ارتش شرکت کرده و مصاحبه و معاینه بدنی رو قبول شدم و  آخرسر که واسه تحقیق اومده بودن رد شدم و اصلأ حوصله حرف زدن ندارم).  منم خیلی ناراحت شدم و گفتم آخه  چرا؟ گفت: باقوا( گفتن که مسجد نمیاد و همیشه با موتور ول میگرده و دختر بازی میکنه مگه من موتور سواری بلدم؟) بدبخت راستم میگفت من که تا حالا ندیده بودم موتور سواری کنه و گذشته از اون آخه مسجدم میاد؛ به خدا راست میگم.  و در آخرم گفت: باقوا( اگه کاری نداری برو گم شو)  انصافأ من از این حرفش ناراحت شدم و بهش گفتم آخه مگه من چیکار کردم که باهام اینطوری حرف میزنی؟ گفت: باقوا(تو و امثال تو که اهل.............هستی ما جوونارو بدبخت کردین). راستش من از این حرفش جا خوردم...آخه این دیگه از کجا می­دونست؟؟؟؟ فهمیدم که دیگه  تقریبأ همه,  همه چی رو فهمیدن.

 

  حالا دیگه بدجوری دلم گرفته بود و لجنزارای احساسم داشتن یه خودی نشون میدادن و اصلأ حوصله هیچ کاری رو نداشتم بالأخره تصمیم گرفتم که برم و یه بلیط تماشای دعوا  بگیرم . رفتم و دیدم بلیط فروشی مثل همیشه خیلی شلوغه؛ آخه از سراسر ایران واسه دیدن این دعواها میان,  موضوع دعوا رو جویا شدم و فهمیدم که امروز تو مدرسه، پسر کوراوغلی سیب پسر کاراوغلی رو از دستش گرفته و خورده و در ادامه که خونواده های محترم این دو پسر از ماجرا با خبرمیشن با هم اعلان جنگ کرده و یه ساعت دیگه قراره جنگ شروع بشه.  ماجرای  زیاد جالبی نبود آخه ماجراهای قبلی داغ تر از این بودن ولی به هر حال چون حوصله نداشتم خواستم یه بلیط جور کنم و دیدم بلیطا پیش فروش شدن و اعصابم خورد شد و چون نمیخواستم به هیچ وجه این معرکه رو از دست بدم, رفتم و از بازار سیاه بلیط رو با قیمت بالایی تهیه کردم و بعد از پرس و جو در مورد محل برگزاری دعوا در محل حاضر گشتم و بعد از مدتی انتظار صداهایی را شنیدم که داشت کم کم بلند میشد. مدتی گذشت و افراد حاضر گشته  و بعد از زدن سوت داور دعوا  شروع شد و خاک تا ارتفاع 3و نیم متر بالا رفت و ازآخرین رکورد ثبت شده حدود 2متر پایین تر بود. مدتی گذشت و دعوا همچنان ادامه داشت و حوصلم سر رفت آخه این دفعه از تبر و شانه خبری نبود و فقط چوب بودو چاقو . در پایان  این معرکه هم طرف کاراوغلی برنده اعلام  شده و عوض سیب را از طرف کوراوغلی گرفت.

حالا دیگه کم کم میخواستم برگردم خونه و در راه برگشت بودم که ناگهان یه غریبه ای اومد و ازم آدرس خونه  .............{{که خودتون بهتر حدس میزنین کیه....آره همون که از همه زیاد آدرسشو میپرسن همون bibliomancer}}رو ازم پرسید و چون جیب خودمم یه کم خالی بود آدرس خودمو بهش دادم و یه نسخه ای هم واسش نوشتم و بهش گغتم که این نسخه رو با آب بجوشونه و بعدش بکنه توی 2 و نیم کیلو عسل تازه و طبیعی و بعدش واسم بیاره و یه پولیم ازش گرفتم و هم من راضی بودم و هم اون غریبه.((حالا واسه چی از دست من ناراحت میشین آخه حالا اگه آدرس درستم بهش میدادم باید میرفت کلی به خاطر هیچ , تو صف وایمیستاد و بعدشم دو برابر پولی که به من داده بود رو باید به اون……… میداد.)) و بعدش به راه افتاد و رفت . منم با فکر این که خدا کنه عسلی که میاره خوب باشه راه خونه رو نشونه رفتم.

........و بالأخره  به خونه رسیدم و شب خوابیدم و فردای امروزم با کلی نغمه از راه رسید که در شماره بعد نغمه های خوشه مهر من   واستون میگم

 

با تشکر فراوان: غضنفر غضنفرزاده

 



نوشته شده توسط :حسن اصلانی خوشه مهر
یکشنبه 4 اسفند 1392-05:18 ب.ظ
نظرات() 

یه دوست
پنجشنبه 27 فروردین 1394 09:35 ب.ظ
منظور از نغمه های خوشه مهر,شعرو اینا نیس؟؟؟؟؟؟بنظرمن دیگرمساعلو اینجا درج نکنین بهتره
یه دوست
پنجشنبه 27 فروردین 1394 01:00 ب.ظ
سلام,حدود 5 شیش ماهی میشه ب وبلاگ سرنزدم تغییرات اصاصی نکرده.مسولین سرشون کجا گرمه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
پاسخ رضا قنبرزاده خوشه مهر : مطالب زیادی در دسترس نیست
دلسوز
دوشنبه 17 آذر 1393 01:17 ب.ظ
سلام حسن جان لطفا درمورد دعانویسها هم مطلب بذارین چراکه اعتقادات مردم داره خراب میشه ومسولیتش به گردن تمام کسانیه که میدونن درست نیست وساکت موندن تا ملت دست از خدا واهل بیت (ع)شسته وبرای حل مشکلشون به این افراد سودجو ورمال وگاهی هم جنگیر پناه بیارن بیاین نذاریم که شیطان رجیم مارو از خدا واهل بیت (ع)دور کنه حتماهم رسیدگی کن اگرم کمک خواستی من درخدمتمخودتم میدونی من کی هستم.
دختر
چهارشنبه 23 مهر 1393 10:53 ب.ظ
عالی نوشتی-اعصابم خرد شد درسته،نه اعصابم خورد شد،البته ببخشیدا،خورد دوم به معنای خوردن است و خرد اول به معنای داغون شدن!مرسی زیبا بود.
elham
سه شنبه 21 مرداد 1393 01:08 ب.ظ
سلام اقای اصلانی دخترا هم میتونن نویسنده شن تو این وبلاگ؟؟؟؟؟و میشه با گوشی نویسندگی کردتو این سایت ایا ؟؟؟مطلب هم میفرستیم
یاس
سه شنبه 24 تیر 1393 07:04 ب.ظ
سلام.ببخشیبد من هرچقدگشتم این بن بست ایثارو پیدانکردم میشه آدرسشو بدین ازنزدیک مشاهده کنیم؟؟؟؟؟
پاسخ حسن اصلانی خوشه مهر : سلام باید برین طرفای بیرون قلعه دنبال این تابلو بگردین
یه دوست
دوشنبه 23 تیر 1393 10:34 ب.ظ
میشه این عکسو از اینجا بردارین؟؟قابل توجه مسولین
یه دوست
دوشنبه 23 تیر 1393 10:31 ب.ظ
آغا رنگ وبلاگ به دلم نمیشینه چیکا کنم؟؟؟؟؟؟؟
نمیشه عوضش کنین؟؟؟
پاسخ حسن اصلانی خوشه مهر : اگه یه طرح جدید پیدا کنیم عوضش میکنیم
bakelas(^_^)
شنبه 21 تیر 1393 01:09 ب.ظ
آغاااااای اصلانی جون،کی میگه نویسنده نیس؟؟؟ شما کجارو گشتی ک میگی نشد ک نشد؟؟؟؟
من دربست مخلصم!بگو دنبال کی و چی هستی؟؟
پاسخ حسن اصلانی خوشه مهر : خب اگه شما کل وبلاگو نگت کنین متوجه میشین که ما یه پست هم تحت عنوان دعوت به همکار گذاشتیم که در نهایت کسی اعلام امادگی نکرد
حالا اگه شما امادگی دارین مشخصاتتونو بفرستین تا شما رو به عنوان نویسنده ثبت کنیم
یه دوست
سه شنبه 17 تیر 1393 07:26 ب.ظ
ولی انسافن داثطان جالبی بود.یجورایی واگعیطای خوجمیربودن
پاسخ حسن اصلانی خوشه مهر : داستان نیس عزیز واقعیته
یه دوست
سه شنبه 17 تیر 1393 07:09 ب.ظ
صلام.اقه میشه یه طغییراطی طوی وبلاقمون بدین,خداییش خصطه شدیم ازبص عکثای تکراری دیدیم.بخسوث اون طابلوی بدون شحرو.مر30
پاسخ حسن اصلانی خوشه مهر : سلام
آره مام میخوایم تغییراتی تو وبلاگ بدیم و در کل وضعیت وبلاگو بهبود بدیم ولی چه فایده
منو دیگر نویسنده های وبلاگ مشغله های کاری و دیگر مسائلو بهونه کردیم و وبلاگو خوابوندیم هرچقدرم دنبال نویسنده جدید گشتیم که یه سرو سامونی به سایت بدیم نشد که نشد.
حالا ما بازم سعی خودمونو میکنیم که این وضعو یه سامونی بدیم ولی اینم بگم در کل وضع چی خوبه که یکیشم وضع وبلاگ ما باشه
به هر خال ممنون از نظرتون.
دوشنبه 15 اردیبهشت 1393 11:32 ق.ظ
سلام
بهتره متنی را که در وبلاگتان میگذارید بدون غلط املایی و انشائی باشد و نیز متنی باشد که ارزش خواندن را داشته و جذاب باشد نه یه مشت چرت و پرت
پاسخ حسن اصلانی خوشه مهر : ممنون از نظرتون
ولی اگه میشه غلطامو بگین تا اصلاح کنم
نرگس
دوشنبه 12 اسفند 1392 06:05 ب.ظ
بابا ایول چند روز نبودم پیشرفت کردیناافرین نمرتون بیسته
باكووا
شنبه 10 اسفند 1392 07:25 ب.ظ
كاش میشد من به جای مسخره میسرودم ازرشادتهای اهل خوشه مهر كرده بودی باكوارا مسخره زادگاهت راتوكردی برره گوتواز{ بویوك سیید} {حسن قره} {شرقی} {وشیخ قنبر}و{ سرلشكره}گر بخواهی تو بجویی نظم را درمحرم پا بنه درمسجد بیرون قلعه عینكت راكن عوض این بهتره تانبینی اسب را همچون خره
پاسخ حسن اصلانی خوشه مهر : بابت نظرتون خیلی ممنونم ولی اگه امکانش هست لطفا در مورد مسائلی که فرمودین خودتون کمکمون کنین
Ice girl
دوشنبه 5 اسفند 1392 04:15 ب.ظ
این "باقوا" که نوشتین چی هست حالا؟؟؟؟
پاسخ حسن اصلانی خوشه مهر : بهتره خودتون در مورد این شخصیت تحقیق کنین.
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.






شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic